محمد باقر ملكيان
109
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )
بحرين فرستادهاند و اين نسخهها است كه مصحف امام ناميده مىشوند و اصل ساير نسخهها مىباشند . در تاريخ يعقوبى آمده : عمر بن خطاب به ابى بكر گفت : اى خليفه رسول خدا ! حاملين قرآن بيشترشان در جنگ يمامه كشته شدند ، چطور است كه قرآن را جمعآورى كنى زيرا مىترسم با از بين رفتن حاملين ( حافظين ) آن تدريجا از بين برود ؟ ابى بكر گفت : چرا اين كار را بكنم و حال آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چنين نكرده بود ؟ از آن به بعد هماره عمر اين پيشنهاد را تكرار مىنمود تا آنكه قرآن جمعآورى و در صحفى نوشته شد ، چون تا آنروز در تكههايى از تخته و چوب نوشته مىشد ، و در نتيجه متفرق بود . ابى بكر بيست و پنج نفر از قريش و پنجاه نفر از انصار را در جلسهاى دعوت كرد و گفت : بايد قرآن را بنويسيد و آن را به نظر سعيد بن العاص كه مردى فصيح است برسانيد « 1 » . البته بعضى روايت كردهاند : على بن ابى طالب آن را پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جمع نمود و بر شترى بار كرد و به محضر صحابه آورد و فرمود : اين قرآن است كه من جمعآورى كردهام . على عليه السّلام قرآن را به هفت جزء تقسيم كرده بود « 2 » . و روايت مذكور اسم آن اجزاء را هم برده است . و در تاريخ ابى الفداء آمده : در جنگ با مسيلمه كذاب گروهى از قاريان قرآن ، از مهاجر و انصار كشته شدند ، و چون ابى بكر ديد عده حافظين قرآن كه در آن واقعه در گذشتهاند بسيار است ، در مقام جمعآورى قرآن برآمد و آن
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 135 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 135 .